خرید بک لینک
مهاجرت اتباع بیگانه مهاجرین افغانی افغانیا دقیقا یادم نیست کلاس چندم بودم یا اول ابتدایی یا دوم ابتدایی بودم . با مادرم صبح به یکی دفاتر شورای افاغنه اصفهان رفتیم . قبل از آن نمیدانستم برای چه ، کجا میروم .جلوی پنجره دفتر که رسیدم. از مامان پرسیدم :چرا اینجا اومدیم ؟ مامان گفت برای کمک سازمان

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 10:13

فاطمه تازه عقد کرده بود. قبل عقدفاطمه گوشی من سونی اریکسون بود. از قابلیت های جالبی که در آن زمان (سال 84/86 ) میتوان برای این گوشی گفت قابلیت mark unread پیام های باز شده و همین طور قرار دادن تماس های بی پاسخ در لیست رویدادهای جدید بود . دوران عقد فاطمه گوشی فوق الذکر به صورت شریکی استفاده میکردیم

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 10:13

شخص ساده لوحی مکرر شنیده بود خداوند متعال ضامن رزق و روزی بندگان است . بهمین خاطر به این فکر افتاد که به گوشه مسجدی برود و مشغول عبادت شود و از خداوند روزی خود را بگیرد . به همین قصد یکروز صبح به مسجد رفت و مشغول عبادت شد .همینکه ظهر رسید از خداون طلب ناهار کرد ولی هرچه به انتظار نشست برایش ناهار ن

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:53

امروز حواشی 5 از خواب بیدار شدم ... دو دل بودم 5 است یا 6 به هر فشاری بودم تا ششو نیم از خواب برخواستم . ساعت 7 با نرگس در دفتر شاهد قرار داشتم تا زبان کار کنم. بعد قضیه دفتر پور معلم تنها کاری بود که اعتماد به نفس از دست رفته من را برمیگرداند. شاید بعد 16 سال درس خواندن قضیه پور معلم مرا قانع

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 11:07

امروزها شادم

شادم

شاد شاد

عشق درون قلبم دارم

جایی میخواهم فریاد بزنم از عشقم

دور ار گوش همه کس و ناکس

عزیزم دوستت دارم

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 7:54 توسط آمنه محمدی |

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 11:07

صفحه بندی